عزت الله مولايى نيا همدانى
382
نسخ در قرآن ( فارسى )
كه در زمان پسين فرويش يافته - باقى و استوار مانده و آيهء نخستين ، منسوخ مىگردد . و قول خداوند كه فرمود : وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ كنايه از آن است كه حقّ در جاى خود قرار گرفته و همان آيه « ناسخ » تنها متناسب با مقام و مصالح و شرايط تشريع است كه نازل گشته است ، پس هيچ كار بىموردى انجام نگرفته ، بلكه عين حقيقت ، مصلحت و حكمت است ؛ چرا كه آنها خداوند فرستاده است و او حكيم و دانا است و گويندگان « انّما انت مفتر » همان مشركان مكّه مىباشند كه رودرروى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - ساحت اقدس او را به دروغ و افترا ، متّهم مىنمايند ؛ چون چنين كارى از ساحت قدس كبريايى ذات اقدس حق به دور است . از اين رو رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را متّهم كرده و در آن با آوردن جملهء اسميه در قالب قصر و حصر مبالغه كرده و گفتند : « او در همهء قرآن افترا زننده و كاذب است . » و خداوند هم مىفرمايد : بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ؛ اكثر آنان نمىدانند » . مشتركان مىگفتند : اولا : بشرى آموزگار پيامبر است و محمد - صلّى اللّه عليه و آله - قرآن را از او مىآموزد و سپس به خدا نسبت مىدهد ! ! ثانيا : محمد - صلّى اللّه عليه و آله - مطالب قرآن را از كسى مىآموزد و سپس در قالب زبان وحى درآورده و آنگاه آن را به خداوند نسبت مىدهد و او كاذب و مفترى است . قرآن كريم در پاسخ اين دو اتّهام مىگويد : اغلب مشركان كه نسبت دروغ و افترا به خدا را به تو مىدهند ، نادانند و نمىدانند ، يعنى حقيقت نسخ و تبديل و حكمت بزرگ آن را كه احكام الهى تابع مصالح بوده و با دگرگونى اوضاع و شرايط و احوال و زمان مصالح نيز تغيير مىيابد و تغيير حكم در اين صورت ، ضرورى و واجب مىگردد . از اين رو خداوند حكمى را تغيير مىدهد ، حكمى كه مصلحت و اقتضاى آن از بين رفته و مصلحتى ديگر ، حكم ديگرى را مىطلبد . عدّهء كمى هم كه اين مصالح حكم را مىدانند ، از باب تكبر و دشمنى ، ابراز نداشته و با نادانان همصدا شده و عليه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - توطئه